شاخه سبز خیال
و خدا تنها تنهایی که در تنهایی هیچ وقت تنهایم نگذاشت
صفحات وبلاگ
کلمات کلیدی مطالب
     
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱٠/۳٠

دختری بنام گلشیفته فراهانی برای گرفتن یک مشت دلار ، در مقابل دوربین های عکاسان و فیلمسازان اجنبی لخت شده و حاصل کارش را در عالم رسانه های خارجی منتشر کرده است . هزاران تن از هوادارانش هم غریو شادی سر داده اند و برایش تومار نوشته اند که مرحبا ، تو خط شکن ما هستی! من البته نمی دانم منظورشان از این “ما” یی که می گویند کیست؟ اما این را می دانم که در دروان جنگ و ایام جوانی من ،  در شب عملیات و وقتی که بچه های تخریب و اطلاعات دیگر هیچ فرصتی برای خنثی کردن میدانهای مین نداشتند و امکان لغو عملیات هم نبود ، شیردلانی پیدا میشدند که از جان خود می گذشتند و در حالیکه با سلاحی سبک به سوی تیربارچی ها و مدافعین عراقی حمله می کردند ، روی میدان مین می رفتند تا با مرگ خود و انفجار آن مین ها ،راه را برای پیشروی نیروهای ایرانی باز کنند . از جملهء آنها همکلاسم – کریم آلبوغبیش بود – که در عملیات والفجر هشت تکه تکه شد . کریم آلبوغبیش حق داشت تا جسم خودش را فدای مملکتش کند و گلشیفته فراهانی هم حق دارد جسم خودش را بخاطر یک مشت دلار به هر کس و ناکسی بفروشد و عکس لختش را هم روی هر مجله ای که میخواهد منتشر کند . اما چنین کسی خط شکن من و هرکسی که مثل من می اندیشد نیست . خط شکن ما کریم آلبوغبیش بود ، نه گلشیفته فراهانی .

 

عبداللطیف عبادی

نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱٠/٢٥

دیروز الو!الو!یا حسین . آنجا جبهه است ؟؟؟

امروز شماره مورد نظر در دسترس نمی باشد the mobile set is off .عشق بی پاسخ

دیروز خدا همراهمان بود

امروز تلفن همراه ...

دیروز پلاک ها آدرسی از بهشت ..

امروز همه آدرس ها گم .

دیروز زنده باد بسیجی،بی حجاب محتاج نگاه دیگران است

امروز ،نگاه زاده علاقه است ، حجاب کیلو چند ؟؟

دیروز،آب و آیینه و قرآن،خدانگهدار.

امروز ،گود نایت،بای بای

دیروز جبهه ،جنگ ،کربلا

امروز،بزن به سیم آخر،دیوونه شو مثله ما

دیروز کربلای 1،کربلای 2،کربلای 3

امروز 50میلیارد باد هوا ،خیالی نیست

دیروز ماشین اداره،بیت المال

امروز ماشین اداره ،مال البیت

دیروز ،پای مصنوعی،دستان نا مرئی

امروز،اعتیاد ،هپاتیت،HIV

دیروز ،نه شرقی نه غربی ...

امروز،تئوری قرص های اکستازی

دیروز سلام بر چشمان شیشه ای

امروز یک میلیون جراحی بینی،لنزهای رنگی

دیروز آژیر قرمز ،اضطراب های زرد،انتظار های سپید

امروز ،عشق هایی کز پی رنگی بود.... .

دیروز سفر به چزابه ،از کرخه تا راین،بوی پیراهن یوسف

امروز " توکیو بدون توقف "

دیروز،انبوه جانبازان شیمیایی

امروز،رادیو فردا،موج BBC

دیروز،غروب جمعه انتظار ..

امروز،غروب شد باز خیالت به سرم زد

دیروز،وضعیت زرد،آژیر قرمز،خطر

امروز،کمر بند های لاغری بی خطر

دیروز،عشق،ایثار،فداکاری

امروز،بی خیال بابا بیا پارتی

دیروز،نخل های افسرده،زیتون های کال

امروز،CD جشن جدید استقلال

و امروز هنوز نسیم لبخند های بسیجی ما را به فردا امیدوار کرده.

 

از وبلاگ: گلزار دل - علی فلاح

نویسنده: علی - ۱۳٩٠/۱٠/۱٠

 

رنج تلخ است ولی وقتی آن را به تنهایی می کشیم تا دوست را به یاری

نخوانیم،

برای او کاری می کنیم و این خود دل را شکیبا می کند

طعم توفیق را می چشاند

و چه تلخ است لذت را "تنها" بردن

و چه زشت است زیبایی ها را تنها دیدن

و چه بدبختی آزاردهنده ای ست "تنها" خوشبخت بودن

در بهشت تنها بودن سخت تر از کویر است

در بهار هر نسیمی که خود را بر چهره ات می زند

یاد "تنهایی" را در سرت زنده میکند

"تنها" خوشبخت بودن خوشبختی ای رنج آور و نیمه تمام است

" تنها" بودن ، بودنی به نیمه است

و من برای نخستین بار در هستی ام رنج "تنهایی" را احساس کردم.

 

دکتر علی شریعتی

نویسنده: علی - ۱۳٩٠/٩/٢٦

دیشب خوابت را می دیدم ... مثال همیشه مرا نگاه  می کردی ... و می گفتی
حالا ببینیم چه می شود!!!‌ می دانی، دیگر هیچ نخواهد شد ... دیگر نه به
وعده همان نیلوفران ... نه به وعده  همان دوست داشتنمان ... ، و نه به وعده
همان چشمانت زیبا چشم دل تنگ من .... نه هیچ نخواهد شد... مگر این همان
نبود که می خواستی ها؟ حالا به سان همیشه تو رفتی و دیدار ما به قیامت!
دارم هی به پای نرفتن التماس می کنم ... اما می دانی، گاهی اوقات انگار بی
اختیار می روی... من ساده، بی هیچ، حتی بی کلمه دارم می روم!  

نویسنده: علی - ۱۳٩٠/٩/٧

 

 محــــرم وقتی می آید،مشـــکی می نالد

من داغدارترین مشک تاریـــخم

رو سیاه و شرمسار از روی مولایم...

 محـــرم وقتی می آید

قلب کوچکم،آن غـــم بزرگ را جایگزین نتوان کرد.

 

نویسنده: علی - ۱۳٩٠/٩/۳

خدایــــا

 
 آبروی مرا به توانگری نگهدار و شخصیت مرا با تنگدستی از بین مبر
تا مبادا
از روزی خواران تو روزی بخواهم و از آفریده های بد کردار طلب مهربانی کنم.
و
در حالتی قرار گیرم که به تعریف و تمجید کسی که به من چیزی داده بپردازم
و
از کسی که مرا از امکاناتی منع کرده است بدگویی کنم.
نویسنده: علی - ۱۳٩٠/٧/٢٩

 

با همه ی بی  سر و  سامانی ام /   باز    به     دنبال    پریشانی ام

  طاقت  فرسودگی ام   هیچ   نیست /  در  پی     ویران  شدنی  آنی ام

  آمده ام     بلکه      نگاهم      کنی  / عاشق   آن  لحظه ی  طوفانی ام

  دلخوش    گرمای    کسی    نیستم  /  آمده ام    تا     تو    بسوزانی ام

 آمده ام      با      عطش      سالها  /  تا  تو   کمی  عشق   بنوشانی ام

  ماهیِ    برگشته   ز  دریا    شدم   /  تا   که    بگیری  و    بمیرانی ام

 خوب ترین     حادثه    می دانمت  / خوب ترین   حادثه  می دانی ام؟

  حرف   بزن   ابر   مرا   باز  کن  /   دیر زمانی است  که  بارانی ام

 حرف بزن، حرف  بزن سالهاست  /  تشنه  یک  صحبت  طولانی ام

 ها ... کجا می کشی ام ، خوب من  / ها ...  نکشانی  به  پشیمانی ام!

 

  محمد علی بهمنی

 

پی نوشت : خدایا روسیاهم که لیاقت حضور خانه ات نیست ...

دل شکسته ام را روانه کردم به سویت

خدایا ...

مطالب قدیمی تر »
علی
به شاخه سبز خیال خوش اّمدید می نویسم برای همه اّنهایی که بی تقصیرند : تقدیم به چشم هایی که در راه ماند ند و دل هایی که اّنها را راند ند. تقدیم به اشک هایی که غرورشان شکست وعهد هایی که کسی اّنها را نبست
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :